دیگر نه سالار است نه عاقل.. کساد بودن بازار کنسرت‌ها و سینما‌ها یکی‌ یکی‌ هنرمندان را محک میزند. آنها که وا ندادند و آنها که دادند. چه بسیار هنرمندانی که آواره غربت شدند و ملیجک این و آن‌ نشدند و چه پر ادعاهایی که همان ابتدا با یک فشار، بند تومبان شل نمودند و سبیل چرب.... آنان که در هیچ شرایطی حاضر به جنگیدن نیستند و همواره ساده‌ترین راه ممکن را انتخاب میکنند، جنگ به آنها تحمیل خواهد شد..این کشتی عاقبت غرق خواهد شد و همه را آب میبرد...

اگر پس از ۷ ثانیه ویدیو بطور خودکار پخش نشد اینجا را کلیک کنید

×

به این خبر چه امتیازی میدهید؟

لطفا رای خود را بصورت مثبت یا منفی‌، با کلیک روی یکی‌ از دکمه‌های زیر اعلام کنید



پخش این ویدیو پس از ۵ ثانیه در همین صفحه شروع میشود. برای دیدن این ویدیو در لینک مرجع آن‌، میتوانید روی تیتر ویدیو در بالا کلیک کنید


عاشقی آواره ام در غربته چشمانه تو گریه پنهان کرده ام از حرمته چشمانه تو عطر تو را گرفته تنه لحظه های من صد باغه گل شکفته شده در هوایه من امشب تمام غربته خود را گریستم , گریستم شاید دل تو بسوزد برایه من برایه من من آن موج اشکم که بی اختیارم خودم را به آغوشه تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروزو امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است چشمانه تو آرامترین...


  • Share This

بیایید ، بیایید که جان دل ما رفت بگریید ، بگریید که آن خنده گشا رفت برین خاک بیفتید که آن لاله فرو ریخت برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت درین غم بنشینید که غم خوار سفر کرد درین درد بمانید که امید دوا رفت دگر شمع میارید که این جمع پراکند دگر عود مسوزید کزین بزم صفا رفت لب جام مبوسید که آن ساقی ما خفت رگ چنگ ببرید که آن نغمه سرا رفت رخ حسن مجویید که آن آینه بشکست گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت ، که آن بوی وفا...


  • Share This

جوانی بهار هنر پروریست سر آغاز تحصیل و دانش بریست بیاموز فرهنگ فرزانگی رها شو از آن سایش خانگی در آموختن سعی بسیار کن به میدان درای پر توان کار کن در آموختن سعی بسیار کن به میدان درای پر توان کار کن از این دشت بی حاصل بی پناه پناه مهارت تو را می رساند به راه به راه چو رود روان هر که دلبسته است به دریای علمی که پیوسته است بیاموزد از خلف فن و هنر به دانش برآرد ز دریا گهر به دانش برآرد ز دریا گهر تو کارآفرینی...


  • Share This

جوانی بهار هنر پروریست سر آغاز تحصیل و دانش بریست بیاموز فرهنگ فرزانگی رها شو از آن سایش خانگی در آموختن سعی بسیار کن به میدان درای پر توان کار کن در آموختن سعی بسیار کن به میدان درای پر توان کار کن از این دشت بی حاصل بی پناه پناه مهارت تو را می رساند به راه به راه چو رود روان هر که دلبسته است به دریای علمی که پیوسته است بیاموزد از خلف فن و هنر به دانش برآرد ز دریا گهر به دانش برآرد ز دریا گهر تو کارآفرینی...


  • Share This

چه عید است چه عید است چه عید است چه عید است که خاک آینه دار است هوا مسته زمین است زمین رنگ بهار است هوا مسته زمین است زمین رنگ بهار است ببین باد وزان را ببین سرو جوان را ببین مستیه این را ببین شادیه آن را جهان نو شده از نو ببین خنده ی گل را از این پرده ی آواز شنو بانگه دهل را شنو بانگه دهل را بگو سردی و سرما بپوشند دهان را از آن باغه خیالی ببینند نشانها بگو سردی و سرما بپوشند دهان را از آن باغه خیالی ببینند...


  • Share This

مادر من مادر من در طواف عطر تو خدارو دیدم مادر من مادر من با تو به شکوه و زیبایی رسیدم آسمان در عمقه چشمت ریشه دارد خنده کن تا در زمین باران ببارد من کجا و ترسم از دیوارو بن بست تا که رد پای تو مرز بهشتست لمس دستت لمس دریاست با تو از هر سرابی در امانم تا گلو در تبر در خزانم پیشه تو من بهاری ناگهانم مادر من مادر من سجده ی فرشته ها به دامنه تو مادر من مادر من راز خلقت در نگاه روشنه تو مادر من مادر من سجده ی فرشته...